شعری از استاد به مناسبت شب یلدا

شب یلدا

مرا در این شب یلدا، نباشد یار و غمخواری

نه در بر دلبری دارم، نه شوق صبح بیداری

دلارام جفا پیشه، تو که در قلب من هستی

نمیدانم چه شد حالا، که در سودای اغیاری؟

تو یاری را ندانستی، امان از دست تو دلبر

خدایا بر که گویم من، جفا کاری این یاری؟

اگر چه عشوه و ناز، از سیاق ماه رویان است

مگر این شیوه بر عاشق، نمی گردد جفا کاری؟

بیا انصاف کن ما را نیازار، ای گل زیبا

که دشمن می برد سود از چنین آشفته بازاری

ز عشق داغ شیرین است سوز خرمن فرهاد

نمی دانم چرا شیرین روا می دارد این کاری

ز خلقت همچنین باشد همه کار جهان این است 


به هر گلشن که روید گل، کنارش می نهد خاری

(مؤذن) عاشقان را جا که در کنج خرابات است

فلــــک بنهــــاد بـــر عاشق، بساط چوبۀ داری

1381/4/19 

طبقه بندی : اشعار استاد   

/ 6 نظر / 13 بازدید
مهدی

سلام دوست خوبم وبلاگت خیلی خوبه مطالب جالبی داری منم تو زمینه موزیک سایت دارم اگرموزیک یا فیلم خواستی حتما به سایت منم سر بزن ولی واقعا با وبلاگت حال کردم موفق باشی دوست عزیزم. www.melodyhaa.com

MohsenSehat

سلام خداییش توی بیرون نت خیلی خوش قولم اما اینجا نمیدونم چرا هی یه اتفاقاتی پیش میاد که باید زیر قولم بزنم دعوای منو ایرانسلم بالا گرفته حالا حالا ها باید منتظر بمونم هیییییییییییییییییییییییییییییییییی! ولش کن بابا شما خوش باشی جای ما چه فرقی میکنه شب یلداتونم پیشاپیش خوش تا دیداری بعد

نسیم

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر باهم بودن را باید جشن گرفت.. یلدا پیشاپیش مبارک...

مصطفی

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر / زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق / رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق شب یلدایتان پرستاره و پر خاطره باد