خنده ی گلبهار ها (از اشعار استاد)

خنده گلبهارها


فصل شتا که میرود، از بر این دیارها

مژدۀ وصل میدهد، خنده گلبهارها

خواب گران سروها، می پرد از خمودگی

چشمک ناز میزند، گل به رخ هزارها

باد بهار می وزد، بوی بهشت می دهد

خرمن لاله می شود، دامن کوهسارها

بارش ابر بارور، قطره به قطره می چکد

آب حیات می دهد، بر همه چشمه سارها

غمزه عشق و ناز گل، روح و روان بلبل است


جذبۀ عاشق است این، شیوه گلعذارها

ذوق و صفای دل بود، نغمه شاد بلبلان

حُزن زداید از دلان جوشش جویبارها

دل بستاند از همه، چشم سیاه آهوان

وه چه خوش است منظر، ریزش آبشارها

غصّه مخور (مؤذن) از تلخی سخت روزگار

درگذر است این همه سختی روزگارها

طبقه بندی : اشعار استاد                                                                             25 / 8 / 1381

/ 3 نظر / 15 بازدید
مهسا

[گل]

ستاره

سلام ممنون که اومدی[لبخند] کدوم تغییراتها دقیقا؟[نگران]

مسعود

با سلام یاشاسین اژدر عمیم